عشق كوكوسبزي
عصري خوابم نبرد تو اينترنت تو سايتهاي غذا بودم و عكس كوكوسبزي ديدم بدجور هوس كردم . چندين بار درست كردم ولي هيچ وقت باب ميلم نبوده اين بار هم دلم رو زدم به دريا و گفتم بزار ببينم اين بار چي از آب در مياد. اما در كمال ناباوري خودم عالي و محشر شد. دقيقا هموني كه ميخواستم شد. اوهم از كار خودم لذت بردم . اينقدر ذوق زده بودم كه ساعت 7:30 سريع همسرخان رو بيدار كردم و شام خورديم. كوكوسبزي دوست دارم.
اين روزها فقط و فقط به فكر اينم كه سال آينده قبل از مهرماه درسم رو تموم كن. هر چي حساب كتاب ميكنم بازم به مشكل بر ميخورم. و حسابي دارم با درسهاي مونده كلنجار ميرم. و اگه بشه ترم دي ماه رو بايد حسابي درس بردارم تا چند واحد كمي بمونه براي تابستون. كه درد من سر اينه كه تابستون هم دانشگاهمون درس ارائه نميكنه.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:46 توسط خانم حساس
|